توضیحات
خلاصه کتاب
«مسخ» داستان گرگور سامسا، مرد جوانی است که یک روز صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود به موجودی عجیب و حشرهمانند تبدیل شده است.
کافکا از این اتفاق غیرعادی برای روایت داستانی دربارهی تنهایی، طردشدگی، خانواده و ارزش انسان در نگاه دیگران استفاده میکند. گرگور که پیش از این برای تأمین مخارج خانوادهاش تلاش میکرد، پس از این تغییر عجیب کمکم با واکنش خانواده و جامعه روبهرو میشود.
«مسخ» داستانی کوتاه اما عمیق است که خواننده را وادار میکند دربارهی هویت انسان، احساس بیگانگی و معنای دوست داشته شدن فکر کند.






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.